خرید بک لینک

درباره سایت

نظرات شما:)

آخرین مطالب

امکانات وب

ازنوجوونی دلم میخواست کلاس سیاه قلم برم اماهیچوقت فرصتش پیدانمیشدوتابستونااغلب یاکلاس زبان میرفتم ویادرگیر کنکوربودم واسه همین وقت نکردم کارایی روکه دوست داشتم روانجام بدم،یه سال تابستون کلاس رنگ وروغن روی بوم رفتم امابازم اون حس راحتی روبااین سبک نچشیدم،دوران راهنمایی که تایم هنرداشتیم نقاشیای قشنگ

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

این چندروزه درگیرکارای داداش هستیم خصوصاازوقتی که کارت ورودبه جلسه اومده بیشترداداشم روشناختم وبیشتردارم به اون موقعهای خودم فک میکنم...اصلافکرش نمیکردم داداشم اینقدراسترسی باشه تواین مدت بارهانگرانش بودیم که بلایی سرسلامتیش نیاد،مدام نگران اینده وحرف مردمه شبیه اون نوقعهای خودم البته بین منووداداش

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

دارم باخودم فک میکنم اصل خلقت واین همه افرینش موجودات مختلف فقط دلسوزی خداومهرومحبت وعشق بودمثل اینکه وقتی انسان روطراحی کردوساخت وتکه ای ازروح خودش رودرون اون دمید،عشقی بی پایان روبه جون ورگ ووجودادمی تزریق کرد یااینکه درون ریشه وساقه گیاهی ذره ای ازمحبت روبه جریان انداخت...یکم عقب تربریم وقتی کره

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

ازبچگی لذت خیلی چیزاروبه یادندادن شایدنسلهای قبلی هم یادنگرفتن که بخوان به نسلهای بعدی منتقل کنن. همین که هرروز گذرزمان روارزومیکنیم اماوقتی بگذره غصه ش رومیخوریم وحرف ازپیری وچقدرزمان زودگذشت و قدرشناسی رونکردیم رومیزنیم...همیشه منتظریم وبهانه داریم که نخندیم ولذت نبریم ...تاوقتی تودوران تحصیل ودان

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

هرفردی توزندگیش یه روزهست که براش خاصه وتواون روزحال خوشی داره وبیشترازقبلترهافکرمیکنه ،تواین روز خاص قطعایه ادم خاص هم وجودداره که شایدتواین شلوغیای این دنیاگاه وبیگاه بهش پناه میبره.. برای من اما چندروز خاص دراین تقویم وجودداره که یکی ازخاصها۱۷ تیرماه هست که هرسال تو این روز برعکس روزهای دیگه پراز

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

امروزیه چیزجدیدروتجربه کردم اونم اینکه همش نبایددعاکنیم که ارزوهای طلایی ورویاهای صورتیمون براورده بشن،گاهی باید برای کسیکه میتونه ارزوهامون روبراورده کنه دعاکنیم که این توانایی روپیداکنه یعنی من یه ارزویی دارم که بابام میتونه براورده ش کنه امافعلانمیتونه بایدبرای بابام دعاکنم که قدرت وتواناییش روخدابهش بده...

پ.ن:دلم واسه خودم وارزوهام میسوزه :(


برچسبها: جملک, مهم ها, خدا, خوشبختی

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

چقدرجالبه اگه تصورکنیم ارزوهایی که ما در دلمون داریم شبیه به کرمهای ابریشمی هستن که روزی پروانه خواهند شدواین پروانه هابعددوروبرمون میچرخندوماهرباربادیدنشون خوشحال میشیم اماهمیشه به این راحتیا نیست وگاهی تابیادیکی ازاین کرم های ابریشم_ارزوهامون_به پروانه تبدیل بشن کلی بایدسختی وانتظاربکشیم امابااین

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

به محض اینکه خودم روباورکردم فهمیدم که بایدبه کمک واجازه خدابه ارزوهای طلایی ورویاهای صورتیم رنگ حقیقت بزنم وبایدتلاش کنم واینطوری ارامش کمرنگ شد وتلاش جایگزینش شد...درمسیری که هستم پشیمون نیستم اماهنوزازجایگاهم خشنودنیستم بازبایدادامه بدم وتلاش کنم....ادم ناارومی هستم ویه لحظه ارامش و قرارندارم چو

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

سوم دبیرستان که بودم یه معلم هندسه بامزه (خانوم آر)داشتیم هرموقع حرف میزدنم بایه لحن بچه گانه ای بودکه ما میمردیم ازخنده سرکلاس،هیچوقت نه جدی بودنش روفهمیدیم نه شوخیاش رو...هرچی میگفت ما گوش نمیکردیم نه نصیحتاش رو،نه پندهاش روهیچی،یه روزباهمون لحن اماکمی جدیتروتوام باعصبانیت یه حرفی زدکه برام جالب ب

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

امروزیه مطلب جالب ازیه وبلاگ خوندم که تویکی ازپستاش نوشته بود:اینهمه خاطرات روبنویسیم که چی؟،این نیز بگذرد...خیلی پست کوتاهی بوداماازصبح تاحالادارم راجع بهش فک میکنم...خاطره نویسی یاروزنوشت نویسی یا هر اسم دیگه ای که داره واسه من ازدوم دبستان شروع شددقیقایادم میاداوایل تابستون بود، عصریکی از روزهای

برچسب: نویسنده: آروین میرزاپور تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی